ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
160
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
هستى « 14 » ؟ » هرگاه پدر خانواده بميرد ، اين ديگر از جملهء بديهيات شمرده مىشود كه بيوهها و يتيمها به خانهء برادر وى بروند و در آنجا بمانند و بخورند و بپوشند ؛ تا به حال هيچ موردى خلاف آنچه گفته شد شنيده نشده است . به كسى كه از مملكت به خارج سفر كرده و برادرى از خود گروگان به جا گذارده است اعتماد مىكنند و هر مبلغ پول كه بخواهد مىدهند ، زيرا اطمينان دارند كه به هيچ وجه آبروى برادر خود را نخواهند برد . دو برادر انگليسى به نام برجس « 15 » در تهران سكونت داشتند . يكى از آنها پيشنهاد كرد كه به نمايندگى از طرف دولت ايران از انگلستان تفنگ بخرد ، و به اين منظور هشتاد هزار تومان دريافت كرد و در قبال آن هيچ ضمانتى نداد مگر آنكه برادر ديگرش در تهران بماند . اما وى مبالغ هنگفتى در بورس لندن از دست داد و به امريكا گريخت . برادر وى سالهاى متمادى به عنوان گروگان در تهران نگاهداشته شد ، زيرا بنا بر اعتقادات خاص پدرسالارى هرگز اين اميد را از دست ندادند كه مرد مقروض دوباره به ايران بازخواهد گشت . اما چنين امرى رخ نداد ؛ هنگامى كه برادر مقيم تهران شكايت كرد كه مخارج خود را نمىتواند تأمين كند دولت حتى مقررى سالانهاى نيز برايش تعيين كرد ، و وى تا آخر زندگى از آن برخوردار بود . ايرانى تا آن اندازه در خانواده ريشه دارد كه هر كارى از دستش برآيد براى آن مىكند ، كارش با خانواده بالا مىگيرد ، و با آن سقوط مىكند و كاملا در احساس افتخار و سرافكندگى هريك از افراد فاميل خود شريك است ، درست مانند اينكه ماجرا بر خود وى رفته باشد . پس از خويش و قوم « طايفه » و پس از آن « ولايت » برايش اهميت دارد و سرفرازانه مىگويد كه « خويش و قوم و طايفه دارم . » وى تمام مردم برجستهء طايفهء خود را مىشناسد و هرگاه يكى از افراد آن مدعى تاج و تخت شود به خود مىبالد حتى اگر ماجرا با سرافكندگى هم پايان پذيرد . از لفظ « وطن » مراد وى هميشه ولايتى است كه در آن به دنيا آمده است ؛ از يك وطن جامع و كامل خبرى ندارد . وقتى كه در خارج است با حرارت تمام از « خاك ايران » صحبت مىكند اما منظورش شوق وصول و رسيدن به آن آب و هواى خشك ثابت و آسمان شاد و نشاطانگيز ايران است و گرنه بستگى و اتصالى با وطن ندارد . قبلا يادآور شديم كه تمام اعضاى يك خانواده در يك محلهء شهر ساكنند و مىكوشند تمام زمينهاى موجود در آن محله را بخرند و به همان علت هم هست كه ناگهان يكى از محلات از تاريكى و گمنامى بيرون مىآيد و باز با سقوط رئيس آن از يادها مىرود . سراسر تاريخ ايران فقط سلسلهاى از حوادث خانوادههاى منفردى است كه طلوع بخت يا ناكامى آنها سرنوشت كليهء طوايف مربوط به آنها را شامل شده است .
--> ( 14 ) . قاجارها يعنى خانوادهء سلطنتى فعلى شهرت دارند كه خانوادهاى از هم گسستهاند و اعضاى آن از يكديگر حمايت نمىكنند . ( 15 ) . Burges